پدر :پسرم چرا از من و مامانت فاصله گرفتی ؟ چرا با مادرت قهری ؟

پسر : اگه فاصله افتاده ! اگه من با ننم قهرم ، تو کاری با ننم کردی ، که فکرشم نمیکردم !

.



ترکه هنوز با خودش درگیره که چرا خواهرش ۲ تا برادر داره

خودش یکی !

.


.

در این شبهای عزیز و با برکت سر سفره افطار دستاتو بالا ببر و

برای رضای خدا همون جا نگهدار تا بقیه هم یه لقمه بخورن !

.



شنیدم انگلیسیت خوبه. می تونی اینو برام ترجمه کنی؟

shall ware to be can

چی شد؟ نمی تونی؟

اشکالی نداره به فارسی بخونش!

.

سوال امتحانی ترکا!

۱۲۴۰۰۰ پیغمبر را نام برده با رسم شکل توضیح دهید !



هر وقت یه لر بهت زل زد ، نپرس چته !

چون چ و س ی د – ه  !

میخواد ببینه فهمیدی یا نه !



ترکه خوابیده بوده ، میان بیدارش کنن

میبینن پین کد میخواد !


.

ترکه سفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری !!

.



به لره گفتن پدرت چند سالشه ؟

گفت والا نمیدونم ولی خیلی وقته داریمش !

.


سن خودتو ضرب در ۷۷۷ بکن بعد دوباره در عدد

۱۳ ضرب کنید عدد جالبی بدست می آید !

.

.

.

از وزارت کشاورزی مزاحمتون میشم !

شما به عنوان بهترین چغندر سال انتخاب شدید !!!


.

از ترکه میپرسن نظرت راجع به زلزله چیه ؟

میکه طرح خوبیه ، تکان دهنده ست !

.

.


من انسان موفقی هستم

دوست داری بدونی رمز موفقیتم چیه !؟

اینه !

۱۲۳۲۱۳۴۰۳۲۱۴۵۹۱۸۲۶۶۵۱۹۲۳۴۶۰۹۸۷۱۲-۴۰۵

به کسی نگیا !!

.

.

لره به یه دختری میگه اسمت چیه! دختره خودشو لوس میکنه میگه:

عطر گل یاس اسمم ثریاست! یارو هم میاد کم نیاره میگه:

.گ و ز .تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه !

.

.

التماس غضنفر به عابر بانک ! :

غلط کردم ، پول نمیخوام  فقط گواهی نامه ام رو پس بده !

.

.

.

ترکه  میره کمیته امداد، هیچی بهش نمیدن،میگه: واگذارتون کردم به کلید اسرار!

.

.

به ترکه میگن بهترین شهر دنیا کجاست؟

میگه: سانفرانسیسکو میگن بنویسش میگه غلط کردم ، قم !

.

.


.

.

یارو رو برای بار پنجم به جرم دزدی می‌برن دادگاه قاضی میگه:

خجالت بکش این دفعه‌ی پنجمیه که میای دادگاه.

طرف میگه: خودت خجالت بکش که هر روز اینجایی!

.

.

ترکه با احساسات زنش بازی میکنه 3 هیچ میبازه
.
.
.
یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه کوپه قطار با هم بودن،‌قطار میره تو تونل و همه جاتاریک میشه،‌یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای کشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون. پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین وبا حیاییه! با اینکه جوونه ولی به کسی رو نمیده، تا یارو بوسیدش گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با اینکه سنش بالاست و کسی تحویلش نمیگیره، بازم  نمیذاره کسی ازش سوء استفاده کنه. پیرمرده هم با خودش میگه:‌بابا عجب بدبختیه‌ها! یکی دیگه حالش رو میکنه ما کشیده رو میخوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم کف دستش رو ببوسه محکم بزنه تو گوش بغلی!
.
.
.

برای اینکه شکست نخورید ، هیچوقت تلاش نکنید !

(خواجه گشاد الدین ایرانی !)

.

.

.

.

غضنفر بچشو میبره توی لندن تا انگلیسی یاد بگیره

سال بعد که میاد سراغش نرسیده به مدرسه بچه های لندن داد میزنن:

اکبر ددون گلدی !!!

.

.

سلام خوبی؟ امشب برای شام میایم خونتون

(ستاد ایجاد رعب و وحشت میان مردم !)


________________________

اگه از مطلب راضی بودی لطفا نظرتم برام بنویس.ممنون

_________________________