زندگی عاشقانه ی دو گریه+عکس((از دست ندی))
اوایل زندگی عاشقانه ای داشتند:
اولین بچشون به دنیا اومد:
دومی هم به دنیا اومد:
بچه ها شروع به راه رفتن کردن:

2 سالگی سخت ترین سالهای تربیتی برای پدرو مادرا بود
مادر خونه بچه اخریه رو هیچ وقت تنها نمیگذاشت
همه ی بچه های محل به بچه اخریه حسودیشون میشد
پدر این خانواده به سختی کار میکرد:

و گاهی هم برای نجات خانواده کارهای دور از انتظاری میکرد :

بچه ها بدون مراقبت بزرگ شدند و بچه های بدی از آب در اومدند:

یکیشون تروریست شد:

یکی دیگه همش تو کلوب شبانه بود:
کوچکترینشون تصمیم به خودکشی گرفت:

وقتی پدرشون فهمید سکته کرد:

مادرشون هم عقلش رو از دست داد و دیوونه شد:

__________________________
نظر یادت نره ها
__________________________
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 10:34 توسط سینا
|



